استاد هادی ملکوتی

اشاره: مرحوم حضرت آیت الله العظمی ملکوتی از پیشگامان نهضت امام خمینی و از اولین همراهان امام چه در قم و چه در نجف در مبارزه با حکومت طاغوت بود وی که از شاگردان مبرز درس مرحوم آیت الله العظمی حجت و همچنین امام خمینی بود. از نزدیک در جریان بسیاری از حوادث و اتفاقات از ابتدای نهضت امام تا پیروزی انقلاب بود. واکاوی خاطرات مهم ایشان از زبان فرزندشان و همچنین خاطرات فرزند ایشان استاد هادی ملکوتی که از نزدیک شاهد بسیاری از وقایع نجف و قم در خلال سالهای ۴۲ تا ۵۷ بوده می تواند در بررسی علل و عوامل پیروزی انقلاب نقش مؤثری داشته باشد. مضافا بر اینکه ثبت خاطرات و مکتوب نمودن تاریخ شفاهی، نسلهای آینده را نیز در درک صحیح از انقلاب اسلامی و به ثمر رسیدن تاریخ طولانی و پر فراز و نشیب مبارزه با حکومتهای جور و شاهنشاهی کمک فراوانی خواهد کرد. با همین رویکرد، پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفتگویی صمیمی با استاد آیت الله هادی ملکوتی داشت که به شرح زیر است:

 اولین باری که نام امام خمینی را شنیدید چه زمانی بود؟

 مرحوم والد از شاگردان مبرز آیت الله العظمی حجت کوه کمری بودند و همزمان در درس فلسفه حضرت امام هم شرکت می کردند و اصل بنای دعوت از آیت الله العظمی بروجردی در حلقه همین درس مطرح می شود و سپس توسط بزرگان حوزه به پیگیری نهایی می رسد سپس ایشان دو سالی به نجف هجرت کردند و پس از مراجعت از نجف ما را هم با خود به نجف بردند که بنده در آن موقع حدودا هشت سال داشتم و تقریبا مسائل را درک می کردم.

 اولین آشنایی ما با حضرت امام از زبان ابوی بود به عنوان حاج آقا روح الله، البته ابوی با تجلیل و تکریم و تعظیم از ایشان یاد می کردند. بعد از فوت آیت الله العظمی بروجردی در زمره افرادی که شایستگی مرجعیت را داشتند اسم ایشان هم در کنار بزرگانی مثل آیت الله العظمی حکیم و آیت الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی شنیده می شد. مرحوم والد جزء کسانی بود که همیشه مؤید جریان امام بود و در درسهایش غالبا از ایشان تعریف و تمجید می کرد.

 لطفا قدری از اوضاع نجف در آن شرایط توضیح دهید.

 نجف ویژگی های خاص و منحصر به فردی داشت. قبل از اینکه صدام حوزه را به این وضعیت بیندازد به اعتبار اینکه علمای بزرگی در نجف بودند حداقل در تاریخ معاصر شاگردان مرحوم آخوند مثل مرحوم میرزای نائینی، آقا ضیاء عراقی و مرحوم کمپانی، نجف یک وزنه علمی بود و بعد از ارتحال این اعاظم شاگردان اینها بودند مثل مرحوم آقای حکیم، مرحوم آقای شاهرودی، میرزا محمد باقر زنجانی، میرزا حسن بجنوردی، شیخ حسین حلی و دیگران.

 جریانات قم هم مرتبا به نجف می رسید تا اینکه در نجف شایع شد که رژیم قصد دارد حضرت امام را در ترکیه از بین ببرد. پس از انتشار این خبر حرکتهایی در نجف شکل گرفت من هم در کنار طلبه های جوان دیگر به منازل آقایان و مراجع مثل آیت الله العظمی حکیم، آیت الله العظمی شاهرودی و آیت الله العظمی خویی می رفتیم تا از این اقدام شاه پیشگیری شود. همین اقدامات موجب شد رژیم متقاعد شود که امام را به نجف تبعید کند.

 چرا رژیم تصمیم گرفت امام رضوان الله تعالی علیه را به نجف تبعید کند؟

 معروف این است که تحلیل رژیم این بود که با تبعید امام به نجف ایشان توان مقابله و معارضه با این شخصیت های بزرگ را نخواهند داشت و به این نحو امام منزوی شده از صحنه مبارزات خارج خواهد شد مضافا بر اینکه عده ای در نجف با طرز فکر امام مخالف بودند و اصلا این تز را قبول داشتند که اولا مملکت بدون شاه نمی شود و ثانیا اگر شاه برود و جمهوری بشود مملکت کمونیستی می شود. همان تزی که آمریکا در دوران جنگ سرد در کشورهای مجاور اتحاد جماهیر شوروی به توده های مردم القاء کرده بود. با این بینش از هر جنبش و حرکتی پیشگیری می شد و هر حرکتی متهم می شد به اینکه در راستای مارکسیسم است حتی خودی ها هم بعضا باور کرده بودند. در نجف چنین فکر منحطی بود که با امام و جریان مبارزه مخالف بود.

 لطفا اگر از جریانات ورود امام به نجف خاطره ای دارید بفرمایید.

 حضرت امام وارد عراق شدند و قرار بود به نجف بیایند من هم در خدمت حضرت والد جزء کسانی بودیم که به استقبال ایشان رفتیم یک منطقه ای بین کربلا و نجف است به  نام خان النص که در میانه راه قرار دارد. به آنجا رفتیم و صفی از فضلا و بزرگان تشکیل شد. حضرت امام که از ماشین پیاده شدند مورد تفقد بزرگان قرار گرفتند به ابوی ما که رسیدند فرمودند آقای سرابی شما آمده اید؟ پدرم در آن زمان در قم و نجف مشهور به سرابی بود.

 استقبال از امام در نجف چگونه بود؟

 در نجف استقبال خوبی شد مخصوصا از سوی طلاب جوان با اینکه غربت بود چنین تجمعی تا آن روز بی سابقه بود صحن حضرت امیر علیه السلام مملو از جمعیت بود حضرت امام در بدو ورود به نجف به زیارت حرم حضرت امیر سلام الله علیه شتافتند.

 برنامه های حضرت امام پس از ورود به نجف چه بود؟

 ایشان در مسجد آیت الله العظمی بروجردی نماز مغرب و عشا را اقامه می کردند و در مسجد ترکها که مشهور به مسجد شیخ انصاری بود تدریس می کردند.

 چرا امام در بدو ورود به نجف تدریس را شروع کردند؟ آیا درس ایشان با استقبال طلاب مواجه شد؟

 تدریس ایشان مسأله مهمی بود مخصوصا در جهت تقابل با دسیسه رژیم که منزوی کردن امام بود باید طوری می شد که درس ایشان هم از نظر کمّی شاخص می شد و هم از نظر کیفی، از نظر کمی خوب شد چون طلاب جوان امام را دوست داشتند از نظر کیفی هم نیاز بود ارکان حوزه و فضلا و بزرگان حوزه شاگردان خود را تشویق کنند که در درس حضرت امام شرکت کنند و اینگونه هم شد من جمله مرحوم پدرم روزانه هشت تا تدریس داشتند شاگردان خود را ترغیب می کردند که در درس حضرت امام شرکت کنند.

 یکی از تلامیذ ایشان که قبلا تقریرات یکی از اعلام نجف را نوشته بود پیش ابوی آمد و از ایشان خواست که از امام اجازه بگیرد تا تقریرات درس امام را هم بنویسد ابوی مطلب را به عرض امام رساند ایشان فرموده بودند قصد دارم خودم تقریرات درسم را بنویسم که نتیجه آن همین کتاب البیعی شد که الان موجود است.

 بیعی که حضرت امام نوشتند دو بخش بود مکاسب محرمه را در ایران نوشته بودند کتاب البیع را هم همزمان با تدریس در نجف نوشتند و انصافا قابل مقایسه با کتب دیگری که در این زمینه نوشته شده نیست. بسیار وزین، سنگین، دقیق و موشکافانه است.

 آیا امام پس از ورود به نجف با بزرگان نجف هم دیدار داشتند؟

 پس از ورود حضرت امام به نجف علما به دیدن حضرت امام رفتند مثل آیت الله العظمی خویی، آیت الله العظمی شاهرودی، آیت الله العظمی حکیم هم ـ علی ما بلغنی ـ با همه آقازاده هایشان بعد از اینها به دیدن حضرت امام رفتند و سپس حضرت امام شروع کردند به بازدید علما و جالب اینکه ایشان مرحوم آقای حکیم را بر همه مقدم کردند. اینها نکاتی بود که حضرت امام خیلی آنها را مراعات می کردند.

 محور گفتگوی امام با آیت الله العظمی حکیم در این دیدار چه بود؟

 یکی از دوستان من که در آن جلسه حضور داشته می گفت امام با عده ای به دیدار آقای حکیم آمد و مرحوم شیخ نصر الله خلخالی ـ که مقسم و نماینده آیت الله العظمی سید احمد خوانساری در نجف بود و از جایگاه خوبی برخوردار بود و تمام هماهنگی و برنامه های استقبال حضرت امام را ایشان متکفل شده بود حتی دعوت از امام برای اقامه نماز جماعت در مدرسه آیت الله العظمی بروجردی چرا که ایشان متولی این مسجد بود ـ هم در آن جلسه حضور داشتند من نقل به مضمون می کنم، مرحوم امام از آقای حکیم می خواهند که ایشان جلو بیفتند و این نهضت و این انقلاب را اداره کنند ولی مرحوم حکیم می فرمایند ما کار امام حسن مجتبی علیه السلام را انجام می دهیم چون شرایط قیام امام حسین علیه السلام نیست. امام می فرمایند شما شرایط قیام امام حسین علیه السلام را هم دارید افراد زیادی هستند که اگر شما جلو بیفتید کمک می کنند من جمله خود من، بعد حضرت امام می فرمایند ما شروع کردیم و مردم هم حمایت کردند اینگونه نیست که به اطلاع شما رسیده. صحبت که به اینجا می رسد مرحوم شیخ نصرالله خلخالی می فرمایند آقا هر کسی توفیق شما را نمی تواند داشته باشد.

 حضرت امام در این بازدیدها با حضرت آیت الله العظمی ملکوتی هم دیدار داشتند؟ اگر خاطره ای از این دیدار دارید بفرمائید؟

 شاید جزء اولین کسانی که ایشان به دیدار آنها رفتند منزل ما بود. کتابخانه ابوی کتابخانه منحصر به فردی است که الان هم موجود می باشد و ایشان وقف کرده اند. مرحوم امام وقتی کتابخانه ابوی را دیدند فرمودند خوش به حالتان که کتابهایتان پیشتان است. ابوی اصرار کردند که شما کتابها را ببرید و ایشان هم قبول نکردند بعد ایشان از ابوی دعوت کردند در مجلس استفتاء حضرت امام شرکت کنند و همین مجلس بود که حتی بعد از نجف در قم هم ادامه داشت.

 جریان امام جمعه شدن آیت الله العظمی ملکوتی از چه زمانی شروع شد؟

 همانطور که می دانید به فاصله بسیار کمی دو نفر از علمای مبارز و انقلابی در شهر تبریز به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. معلوم بود حساسیت منطقه خیلی زیاد است و امام کاملا به شرایط وخیم منطقه آذربایجان پی برده بودند. بعد از شهادت مرحوم مدنی تبریزی امام ایشان را به عنوان امام جمعه به تبریز فرستادند غالب علمای تبریز یا باواسطه یا بلاواسطه شاگرد ایشان بودند شاید توده مردم شناخت زیادی نداشتند اما در میان علما چهره شناخته شده ای بودند.

 چه چیزی موجب شد ایشان این پست را قبول کنند مخصوصا اینکه ایشان می توانستند در قم بمانند و به اشتغالات علمی در سطح عالی بپردازند؟ 

 ایشان به معنای واقع کلمه به امام معتقد بودند کما اینکه به مقام معظم رهبری هم همینگونه بودند فلذا امر امام را قبول کردند و عازم تبریز شدند. ایشان به خاطر اعتقادی که به حضرت امام و تقویت نظام داشتند همه موقعیت های علمی خود را در قم رها کردند و به تبریز رفتند. در دیداری که اخیرا با مقام معظم رهبری داشتیم ایشان هم به این نکته اشاره فرمودند و گفتند: آقای ملکوتی در حالی که می توانستند پس از انقلاب در قم بمانند و اشتغالات علمی در سطح عالی داشته باشند به تبریز رفتند و مشغول مسائل امامت جمعه و نمایندگی امام در استان و مصلای امام شدند و این ها مسائلی است که ما نمی توانیم درک کنیم ولی همه اینها در دیوان  کرام الکاتبین ثبت است.

 روش ایشان بعد از ورود به تبریز جذب حداکثری علما و روحانیون و اقشار مختلف مردم بود چنانچه الان هم بعضی از علما که آن روزها را به یاد دارند این سخن را تصدیق می کنند.

آیا مشکل خاصی پیش روی ایشان بود؟

 مشکلات زیادی پیش رو بود. عمده مشکل جنگ بود. ایشان سعی می کردند حمایت های مادی و معنوی خود را حتی با حضور در جبهه ها و عملیات ها نشان بدهند اما مشکلات به قدری فراوان بود که حتی من چندین بار به ایشان عرض کردم از امام اجازه بگیرید به شهر قم برگردیم ایشان هم می فرمودند عجله نکن و مرتبا تکرار می کردند الله الله برنامه ایشان این بود که اگر خدای نکرده امام از دنیا رفتند حتی یک روز هم در تبریز نمانند.

 چه چیزی موجب شد که ایشان بعد از فوت امام کماکان در پست نماینده ولی فقیه و امام جمعه تبریز باقی بمانند؟

 

بعد از فوت امام مسائلی پیش آمد. معلوم نبود در آینده چه اتفاقی بیفتد. ایشان در اولین جلسه مجلس خبرگان رهبری بعد از فوت امام حضور داشتند که مقام معظم رهبری به عنوان ولی فقیه انتخاب شدند. ایشان در آن موقعیت روا ندیدند تبریز را ترک کنند نه به عنوان اینکه اگر تبریز را ترک می کردند به عنوان معترض قلمداد می شدند چون همه می دانستند ایشان جزء کسانی بودند که اصرار داشتند مقام معظم رهبری این مسئولیت را به عهده بگیرند بلکه به این خاطر که در آن موقعیت و مقطع حساس نیاز بود مقام معظم رهبری تقویت شود و ایشان با چند سالی که بعد از انتخاب رهبری به عنوان ولایت امر در این سمت بودند تمام همشان تحکیم موقعیت مقام معظم رهبری بود.

 علت مراجعت دوباره ایشان به قم چه بود؟

پس از اینکه الحمدلله مقام معظم رهبری تقویت شدند بنا به دعوتهایی که از سوی بعضی از مراجع از ایشان شد و این دعوتها خدمت مقام معظم رهبری هم رفت ایشان هم تصمیم گیری را به خود ابوی واگذار کردند و ابوی هم به قم مراجعت کردند.

 آیا پس از وا نهادن پست امام جمعه تغییری در روند علاقه و حمایت ایشان از نظام پیش آمد؟

 هستند کسانی که وقتی مسئولیتی دارند طرفدار انقلابند ولی به مجرد اینکه بنا می شود از این مسئولیت خارج شوند حال چه به خواست خودشان یا به خواست نظام، مواضعشان عوض می شود ولی ایشان جزء افرادی بودند که بعد از بازگشت به قم نه تنها مواضعش تغییر نکرد بلکه محکمتر هم شد ایشان قائل به وجوب تعیینی نماز جمعه بودند بعد از مراجعت به قم تا زمانی که می توانستند در نماز جمعه و راهپیمایی ها شرکت می کردند. برخی از مردم که نقدی از مسئولین می کردند ایشان این نقدها را برنمی تافت و دفاع می کرد.

علاقه ایشان به مقام معظم رهبری چه میزان بود؟

 در ارتباط با مقام معظم رهبری واژه ای که به کار می بردند این بود که ایشان یک نعمتی است که باید تلاش شود این نعمت حفظ شود و باید در پیشگاه خداوند قدردان این نعمت باشیم و همواره در مصاحبه ها ،بیانیه ها و جلسات و حتی در درس پیگیر پیشرفت و پیشبرد اهداف نظام و قدرشناسی از مقام معظم رهبری بودند. در مقابل، رهبر معظم انقلاب هم شناخت خوبی از ایشان داشتند. رهبر انقلاب در توصیف شخصیت علمی ایشان فرمودند: شخصیت علمی ایشان بالاتر از استاندارد متداول حوزه بود.

 در پایان اگر سخنی دارید بفرمایید؟

 امیدوارم خداوند متعال در مقابل این اعتقادات و زحماتی که ایشان کشیدند مورد رضایت خداوند متعال قرار بگیرند و با ائمه طاهرین علیهم السلام محشور شوند./