سراب فردا:در ادامه سلسله گزارش های خود از وقایع و رویدادهای سراب 57 با مراجعه به آرشیو هنری آقای مجتهدی و اقای یگانه برگ دیگری از خاطرات و حال و هوای آن روز را از زبان روایان بازخوانی خواهیم کرد: به گفته آیت الله هادی ملکوتی اقای حاج حمدالله سلامی یکی از 8 مرد موثر در شورای هماهنگی برنامه های انقلاب اسلامی در سراب بود، وی به سال 1388 رخ در نقاب خاک کشید اما بازخوانی خاطرات وی که در سال 1385 در مسجد امیرالمومنین بیان داشته می تواند نسل های کنونی را با تلاش انقلابیون آشنا سازد باهم به سراب 57 می رویم با نثارفاتحه به روح مرحوم سلامی

قبل از پیروزی انقلاب و از زمان علنی شدن اعتراضات عمومی شب ،روزی که قراربود برنامه علنی در سطح خیابان ها و مساجد شهر اجراشود در منزل برخی افراد انقلابی و در محضر اقای ملکوتی جلسات هماهنگی برگزارمی شد.

در یکی از این جلسات به دلیل حضور اقای ملکوتی در قم ،احساس کردیم که نمی توانیم کاری بکنیم و باید برای هدایت برنامه ها خود وی شخصا در سراب باشد،به همین منظور تومار چندمتری از طرف اهالی فراهم شد و همه پای تومار را امضا کردیم در این تومار که خطاب به حضرت امام نوشته شده بوداز معظم له خواسته شده بود اجازه حضور آقای ملکوتی در سراب را مرقوم فرمایند

چندنفری راهی قم شدیم شب در منزل آیت الله ملکوتی در قم استراحت کرده صبح برای دیدار با حضرت امام به دفتر ایشان رفتیم،ازدحام جمعیت مانع از ورود ما شد تا اینکه حضرت آقا در پشت بام آمده و به ایراد سخنرانی پرداختند،

بعد از پایان سخنرانی حضرت امام ایشان در هنگام ترک پشت بام ،پس از صحبت های شیوای مرحوم شهید حسن متفکر ازاد که در آن موقع از دبیران خوشنام سراب بود برگشته و نشستند،از فرصت استفاده کرده تومار را به بالای بام انداختم بعد از رویت تومار حضرت امام اجازه دادند 5 نفر خدمت ایشان شرفیاب شویم

در آن موقع فرزند ارشد اقای ملکوتی سعید ، در بیمارستان گلپایگانی قم بستری بوده و در وضعیت وخیمی قرارداشت و مرتب از بیمارستان با خانواده وی تماس می گرفتند که وضع سعید خوب نیست،

امام بعد از حضور ما که در معییت حاج اقا ملکوتی انجام گرفت،فرمودند،"اقای ملکوتی برود"

در ان هنگام به درخواست اقای ملکوتی از امام خواستیم تا فرزند بیمار اقای ملکوتی را دعا کنند امام دستان ش را بلند کرده و شفای عاجل فرزند اقای ملکوتی را از درگاه الهی خواستارشدند،در ان هنگام بود که اقای ملکوتی نفس راحتی کشیدند و گفتند حتما سعید بهبود خواهد یافت و واقعا هم چنین شد،

به هرحال قانع به دستور شفاهی معظم له نشدیم اقای متفکر آزاد مرقومه ای نوشتند و حضرت امام با دستخط خود نوشتند که اقای ملکوتی نماینده وی در سراب خواهد بود.