آیت الله حاج شیخ هادی ملکوتی فرزند مرحوم حضرت آیت الله العظمی ملکوتی از فضلا و اساتیدی می باشد که سالهاست به تدریس در سطوح عالی و خارج حوزه مشغول هستند. مجالی دست داد تا با ایشان در خصوص جنگ نرم و مبانی آن در اسلام به گفتگو بنشینیم.

 جام نیوز: در حوزه تقابل نرم، سیره پیامبر و ائمه علیهم السلام به چه صورت بوده و حضرات با چه شیوه هایی در این حوزه به مقابله با دشمن می پرداختند؟

 جنگ، تهدید و قدرت نرم و واژه هایی از این دست را برخی می گویند که از ابداعات جریانات بعد از جنگ دوم و اوایل دوران جنگ سرد است. این عده آن را به برخی سیاسیون سال 1920 نسبت می دهند. بعد آن و با پایان یافتن جنگ دوم جهانی در سال 1940 بود که مقالاتی نوشته شد راجع به جنگ کره و آمریکا. اما در تاریخ اسلام به اعتقاد حقیر این مساله در قاموس این دین سابقه دارد و به عصر پیامبر برمی گردد. از برخی آیات نیز بدست می آید. مثلا آیه شریفه: " یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ". نور خدا را می خواهند خاموش کنند. به این مساله اشاره دارد. حالا یک مرتبه تقابل با شمشیر، جنگ و کشتار است و یک بار هم با تبلیغات و این آیه با جنگ نرم تطبیق می کند.

 از سویی می دانیم جنگ سخت و نرم در تقابل با یکدیگرند. وقتی جنگ سرد مقدور نبود " بافواههم" می شود که همان جنگ نرم است. درست است که آن زمان رسانه نبود اما شعر و حماسه که بود و همین کارکرد را داشت. چه بسا دشمن نتواند با جنگ، کشتار، اذیت و تحمیل هزینه های فراوان جانی و اقتصادی به اهداف خود برسند اما با جنگ نرم به آن می رسد.

 در تاریخ می بینیم گاهی برخی اصحاب پیامبر که شاعر بودند در جنگ حماسه می سرودند و پیامبر هم تشویق شان می کرد. تحریک احساسات و بیان واقعیت ها به شیوه ای زیبا و خوب روشی مناسب برای مقابله با جنگ نرم و دسیسه های دشمن بود.

 در ادامه همین راه به جریان کربلا می رسیم. بعد از شهادت ابی عبدالله شعرایی توانستند با سرودن شعر، حماسه حسینی را تبیین کنند و خود حضرت زینب سلام الله علیها در راس این امور بودند.

 این اتفاق چرا افتاد؟ چون دشمن در جنگ با امام حسین علیه السلام برای آنکه از عکس العمل منفی واقعه کربلا خود را ایمن کند متوسل به شایعه سازی، دروغ پراکنی و فرافکنی می شد. خوب بهترین راه مقابله و خنثی سازی چه بود؟ کاری که حضرت زینب کردند، خانم با سخنرانی هایشان به تقابل با جنگ نرم دشمن رفتند.

 یا در طول تاریخ و در برخی کتب مانند الاغانی ابوالفرج اصفهانی آمده است که حضرت سکینه سلام الله علیها، بیرونی داشتند و شاعران عرب به آنجا می آمدند و کنیزهای حضرت اشعار سروده شده آنها را دریافت می کردند سپس به ایشان تقدیم می کردند تا در صورت صلاحدید تصحیح شود و البته جوایزی هم داده می شد.

 

    آیا امروزه به شیوه هایی که دشمن ما متوسل می شود مانند دامن زدن به شایعه، دروغ پراکنی، جعل، افترا علیه جمهوری اسلامی، می توان توسل جست؟ آیا سیره ائمه چنین اجازه هایی به ما می دهد؟

 نداریم مجوزی برای گفتن دروغ در صورتی که امکان دفاع بصورت صحیح از خود را داشته باشیم، معقول نیست. حضرت امیر علیه السلام این کار را در رابطه با معاویه نکردند با اینکه عده ای برای راضی کردن ایشان تلاش کردند. لذا در آن فرمایش مشهورشان دارند: "و اللّه ما معاویةٌ بادهی منّی، و لکنّه یغدر و یفجر و لولا کراهیّة الغدر لکنت من ادهی النّاس، و لکن کلّ غدرةٍ فجرةٍ، و کلّ فجرةٍ کفرة.. (نهج البلاغه خطبه 87) معاویه از من زیرک تر و باهوش تر نیست. او دروغ می گوید. غدر می کند. اگر غدر و دروغ زشت نبود من از همه از هم زرنگ تر بودم."

 در قرآن هم هست آیه ای که می فرماید: به آنها فحاشی نکنید که به خدای شما فحش می دهند.

 در برخی مواقع دروغ گفتن جایز است اما ربطی به اینجا ندارد، آنجا در فقه از باب تزاحم است. بدانیم دروغ گفتن در هر حال مفسده دارد در اینجا هم دارد. ولی مثلا ممکن است با دروغ گفتن جان کسی را از مرگ حتمی نجات داد. آنجا از باب تزاحم باید سبک - سنگین کرد و دید مفسده کدام سبک است آن را انجام داد تا مفسده سنگین دفع شود.

 اما اینکه در تقابل با دشمن بگوئیم چون او دروغ می گوید ما هم دروغ بگوئیم، نه. عمر دروغ و باطل کوتاه است. ممکن است برای مدت کوتاهی افکاری را به خود جذب کند اما زوال پذیر است حق اما اینگونه نیست حق یعنی ثابت و پابرجا، معنایش روی آن است.

 حضرت علی افتخار ما و تربیت شده اسلام است اگر یک دروغ گفته بود آیا امروز می توانستیم با افتخار از او یاد کنیم؟ و به عنوان نماد او را نشان دهیم و قس علیهذا ائمه دیگر را؟

 

 جام نیوز: "الحرب کله خدعه" پس در کجا کاربرد دارد؟

 خدعه به معنای دروغ نیست. خدعه در میدان جنگ است و اصلا به معنای دروغ نیست. فریب دادن دشمن است.

 گفتن دروغ قبیح است. موارد ضرورت نیز مساله ای دیگر است و بیان شد که الضروره توبیح المحظورات. موارد ضرورت موارد خاصی است که چاره ندارد.

 در تقابل با دشمن ما دو راه داریم: می توانید با ابراز حق و روشنگری تبیین کنید و می توانید دروغ بگوئید با فرض تمکن از گفتن راست، تبعا رفتن به سراغ دروغ درست نیست.

 جام نیوز: برخی به این آیه تمسک می کنند: " فمن اهتدی علیه بمثل ما اهتدوا علیکم" و چنین برداشت می کنند که آیه دست ما را باز گذاشته و دشمن اگر به شما تجاوز کرد به او تجاوز کنید؟

 کذب و تهمت و خیانت حرام است.  تمسک به این درست نیست. معنای آیه این نیست که او اگر دروغ گفت تو هم دروغ بگو. کمیت اهتدا و تجاوز را می گوید، اگر شما را زد می توانید بزنید. اصلا ارتباطی با ابزار ندارد به این دلیل که نحوه جمع بین اطلاق آیه و آیات دیگر حرمت آن موارد را اقتضا می کند. البته ضرورت جایگاهش جداست در مقام ضرورت بله.

 جام نیوز: اتفاقا تمسک کنندگان توجیه شان ضرورت است؟

 ضرورت وقتی است که راهی جز دروغ گفتن نداشی باشی، راهی جز تهمت زدن نداشته باشد. اما الان در ستیزی که دشمن با ما دارد واقعا به این جایگاه رسیده ایم؟

 برخی برای توجیه می گویند رسانه دست دشمن است؟ ابزار دست دشمن است؟

 ببینید اگر این کار را بکنیم زیر سوال می رویم در افکار عمومی. همه که آنها (دشمن) نیستند. عقلا در دنیا فراوانند مخصوصا در عصر ما. 35 سال است علیه تشیع و انقلاب اتهام افکنی می کنند و از هیچ چیز دریغ نمی کنند با این حال اقبال مردم به تشیع و این نظام روزبروز بیشتر می شود.

 برای حرف هایم نمونه دارم. ببینید هجمه ددمنشانه دشمن از همه طرف به ما دلیل آن است که ما قدرتمند شده ایم. جایگاهی داریم. در گذشته ما محلی از اعراب نداشتیم. کسی با ما کاری نداشت. اما بعد از 35 سال هزینه کردن، توطئه و جنگ تحمیلی و دهها کار دیگر الان می بینیم که ما از روز اول قوی تر شده ایم. علتش این است که اهل فکر و اندیشه دارند می فهمند ما در جانب حق هستیم.

 نمونه دیگر حرف هایی است که همین سران سابق غرب می زنند. تا وقتی شخص در مسند قدرت است یک حرفی می زند و همین که قدرت را از دست داد عکس آن را می گوید. این عده ضمن اعتراف به قدرت ما می گویند اگر آن روز آن حرف ها را زدیم محذور بودیم.

 نمونه دیگر: در دوران جنگ همین ها به صدام سلاح شیمیایی دادند و همان موقع از اقدام خود دفاع کردند بعدها گفتند بله حق با ایران بوده.

 بنابراین حق، دایمی و زوال ناپذیر است. اما امروز اگر دروغ گفتی بالاخره روزی معلوم می شود آن وقت مبانی تان زیر سوال می رود. بنابراین مسیر ما منحصر به آن راهی نیست که آنها می روند.

 یادم می آید در همان مجلس اول زمان بنی صدر، یکی از آقایان نماینده که انسان خوبی بود و شهید شد، رفت پشت تریبون و گفت با آمریکا و انگلیس و استکبار نمی توانیم با ابزار خودش مقابله و مبارزه کنیم ما باید با منطق خود که او ندارد به جنگ او برویم. بنابراین منحصر به این نیست که چون او دروغ می گوید ما هم بگوئیم. پس فرق ما و او چه می شود؟

 پس این موارد با موارد ضرور متفاوت است؟ عقلا هم آن را تائید می کنند.

 

 جام نیوز: بفرمائید آیا می شود حدود عملیات روانی را در فقه بحث کرد؟

 بله می شود. یک موضوع شناسی داریم یک حکم. یک بار مساله موضوع شناسی است و یک وقت شناخت حکم است، شناخت موضوع مربوط به کارشناسان است و حکم را فقیه باید بدهد. اگر قرار است روی چنین مساله ای بحث شود باید یک تشکیلاتی درست شود. یک طرف عده ای از کارشناسان جنگ روانی باشند و طرف دیگر نیز چند فقیه گرد آیند. آنها موضوع را تبین کنند و فقها هم حکم آن را بیان کنند.

 این راه حل مساله است و الا اینطور نیست که به فقیه بگوئیم شما هم موضوع را بحث کن هم حکم را چون متخصص مسایل جنگ روانی نیست تا هم آن را تبیین کند و هم حکم بدهد.

 از آن طرف هم کار تنها کار کارشناس نیست. مثل سایر موضوعات البته موضوعات هم دو جورند. برخی موضوعات شرعیه است مثل نماز و روزه که شرع آن را اختراع کرده است. برخی موضوع ها شرعی نبوده بلکه عرفی است. عرفی هم دو گونه است. عرف عام و عرف خاص. این مسایل بویژه در عرف خاص مانند جنگ نرم یا موارد پزشکی مطرح است. در اینجا باید اهل عرف خاص موضوع را بیان کنند و فقیه جواب دهد.

 بنابراین در ابزار بحثی نداریم و بحث روش هاست.

 جام نیوز: روش های استفاده صحیح از ابزارها در جنگ نرم و نحوه مواجهه با آنها چگونه است؟ استفاده های ناصحیح کدام است؟

 بطور کلی در روش ها نمی توانید به دروغ، افترا، جعل و غیره که دشمن انجام می دهد توسل جست.

 آیا فقه شیعه در زمینه جنگ روانی حرفی برای گفتن دارد؟ ابزار که معلوم است، روش های استفاده از این ابزار را بیان بفرمائید.

 خاطره ای عرض کنم در دوران جنگ، صدام ملعون متوسل به ابزار شیمیایی شد. ما خدمت آقایون بودیم در مجلس. رئیس وقت مجلس به حضرت امام گفتند : صدام این کارها را کرده است الان هم جانباران شیمیایی داریم که دارند رنج می برند خداوند شفا دهد. ایشان گفتند: از حضرت امام خواهش کردیم که آقا به ما اجازه بکارگیری سلاح شیمیایی را بدهید. هر چه اصرار کردیم امام اجازه ندادند. چرا؟ علت چیست؟ اینها یکسری مسایلی است که برای ما درس است. ما نمی خواهیم خودمان را نگه داریم. صریح بگویم می خواهیم اسلام بماند. اسلام با دروغ و کلک نمی ماند. امیرمومنان خواست اسلام بماند و در این راه فدا شدند.